ابراهيم عاملي ( موثق )
113
تفسير عاملي ( فارسي )
« مَنْ أَوْفى بِعَهْدِه » 76 طبرى : يعنى سفارشى كه در تورات بمردم شده براى ايمان به محمّد و احكام او . ابو الفتوح : ممكن است : مقصود عهد خود شخص باشد ، يعنى بپيمان و معاهده اش وفا كند ، و يا مقصود عهد خدا باشد ، يعنى : آنچه در تورات براى آنها معيّن شده است ، و نيز او نوشته است : حسن بصرى گفت از رسول عليه السّلام كه گفت : سه خصلت است كه هر كه در او حاصل باشد منافق بود اگرچه نماز كند و روزه دارد : چون سوگند ياد كند دروغ گويد و چون وعده دهد خلاف كند و چون امانت به او دهند خيانت كند . و رسول عليه السّلام گفت : امانت روزى آرد و خيانت درويشى . « إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّه وَأَيْمانِهِمْ » 77 طبرى : « عهد الله » يعنى : سفارشى كه بمردم شده بوسيله ى كتب آسمانى در پيروى پيغمبر و عمل بدستور - هاى او و مقصود از « ايمانهم » سوگندهاى دروغ آنها است براى استفاده ى مادّى ابو الفتوح : بعضى گفتهاند « يشترون » بمعنى : مىفروشند استعمال شده است و بعضى گفتهاند : بمعنى عوض مىكنند استعمال شده است ، و در نتيجه اين طور معنى مىشود : عهد خداى و سوگند بدهند و بهاى اندك بستانند و مبالات نكنند به آنكه سوگند براست باشد يا بدروغ . فخر : كلمه ى « بِعَهْدِ اللَّه » يعنى تمام آنچه از جانب خدا امر شده است و آنچه دليل بر لزوم آن در دست داريم و آنچه پيغمبر از مردم تعهّد گرفته است بر انجام آن و هر چه آدمى خود را بر آن ملزم شمارد همگى عهد خدا و لازم الوفا است چون در قرآن است : « وَمِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّه ، و أَوْفُوا بِالْعَهْدِ ، و يُوفُونَ بِالنَّذْرِ . . . ، صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّه عَلَيْه « . « أُولئِكَ لا خَلاقَ » 77 بيان السعاده : اين كلمه كه براى اشاره ى بدور هست كنايه است كه اينجور مردم از ساحت حضور حقّ دور هستند . طبرى : چند حديث نقل كرده است كه سوگند با دعاى ناحق را « يمين فاجرة » ناميدهاند و پيغمبر اين مدّعيان دروغى را تهديد بجهنّم فرموده است .